
شاید این حالی که دارم نشان میدهد که آرامم
خنده دار است
لرزش دستانم که سرمای فصل آن را به دستانم هدیه کرده
خنده دار است
باران چشمانم که دانه های مروارید را به سخره گرفته اند
و اجباری به نام خنده که سال هاست پا به پای غم با من آمده است
.
.
.
به گذشته ها که روانه میشوم همه اینها برایم تداعی می شود
لرزش دستانم موقع آرام گرفتن درون دستانت
باران مروارید گونه چشمهایم هنگام گره خوردن با نگاهت
و خنده ها... که خودت رازشان را می دانی
شاید این حالی که دارم نشان می دهد که آرامم
نظرات شما عزیزان:
|